دسته
دوستای رودخونه
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 74769
تعداد نوشته ها : 29
تعداد نظرات : 186
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

تیک ، تاک ، تیک ، تاک ...

صدای پای زمان

صدای عبور ،

صدای جریان زندگی ،

 

آخرین شب سال 87 هم رسید.

و چه دیر! رسید !

 

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟!! 

 

 

 

امید که سال 88 سال خوبی باشه.

برای من ،

و برای تو .

 

عیدتون مبارک. 

دسته ها : رودخونه ای
پنج شنبه بیست و نهم 12 1387

 

باز چشمانم را می بندم و ...

می بینم ...

 

می بینم آنچه را که با چشمان باز نمیتوان دید

آنچه را که دیدنش فقط کار دل است و بس

می بینم...

 

می بینمش که مثل ستاره ای در آسمان تاریک دلم نور می افشاند

چشمک می زند و مرا به سوی خود می خواند

 

می بینمش که همانند رودی کوچک کویر دل مرا سیراب میکند

و مرا در خود جاری ...

 

می بینم...

دسته ها : رودخونه ای
جمعه بیست و سوم 12 1387

میدونید امشب که داشتم از محل کار بر میگشتم خونه چی شد؟

نمیدونید؟

 

یه آقاهه دستش رو گذاشت رو شونم و تکونم داد.

گفت آخرشه !!!

چشمام رو باز کردم.

دیدم تو اتوبوسم !!! همه دارن پیاده میشن !

خوابم برده بود !

 

این روزا خیلی خسته میشم.

دسته ها : رودخونه ای
چهارشنبه هفتم 12 1387

 

نور امید ، همچون نور ستاره های چشمکزن آسمان دلم...

از پشت ابرها...

آسمان دلم ابریست...

امّید نیست...

دسته ها : رودخونه ای
يکشنبه هفدهم 9 1387
 ابر ،باد ، باران ...
و بـاز هـم طوفـان
و بـاز هـم طغیـان
باز هـم سیــل ...
سیل اشک ...
طغیــان درد ...
طوفــان غم ...
و به دنبال جزیره ای برای نجات
جــزیـــــــره ی متـروک عشـــــق
خانه ی همان فرشـته ی نجـات
فرشته ی نجات ...
دسته ها : رودخونه ای
دوشنبه یازدهم 9 1387
X